تبلیغات
دشت شقایق - برف... (مهدی اخوان ثالث)

دنیا به آن نیرزد که پریشان کنی دلی زنهار بد مکن که نکرده است عاقلی


Admin Logo
themebox Logo


*سفارش کد موزیک*



تاریخ:شنبه 1 بهمن 1390-15:17

نویسنده :SHaGHaYeGH

برف... (مهدی اخوان ثالث)

 

پاسی از شب رفته بود و برف می بارید 
چون پر افشانی پر پهای هزار افسانه ی از یادها رفته 
باد چونان آمری مأمور و ناپیدا 
بس پریشان حكمها می راند مجنون وار 
بر سپاهی خسته و غمگین و آشفته 
برف می بارید و ما خاموش
فارغ از تشویش
نرم نرمك راه می رفتیم 
كوچه باغ ساكتی در پیش
هر به گامی چند گویی در مسیر ما چراغی بود 
زاد سروی را به پیشانی 
با فروغی غالبا افسرده و كم رنگ 
گمشده در ظلمت این برف كجبار زمستانی 
برف می بارید و ما آرام 
گاه تنها ، گاه با هم ، راه می رفتیم 
چه شكایتهای غمگینی كه می كردیم 
با حكایتهای شیرینی كه می گفتیم 
هیچ كس از ما نمی دانست 
كز كدامین لحظه ی شب كرده بود این بادبرف آغاز 
هم نمی دانست كاین راه خم اند خم 
به كجامان میكشاند باز 
برف می بارید و پیش از ما 
دیگرانی همچو ما خشنود و ناخشنود 
زیر این كج بار خامشبار ،‌از این راه 
رفته بودندو نشان پایهایشان بود



نظرات() 
نوع مطلب : ادبیات و شعر 
marilynnbesaw.jimdo.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 20:58
My partner and I stumbled over here from a different page and
thought I might as well check things out. I like what I see so
now i am following you. Look forward to checking out your web page
yet again.
http://taniabyrd.hatenablog.com/
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:29
This is really interesting, You're a very skilled blogger.
I have joined your rss feed and look forward to seeking more of your wonderful post.
Also, I have shared your web site in my social networks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر